با قرآن و نماز

از قرآن پند بگیریم و با نماز خیمه ی دین را عمود نگه داریم
مشخصات بلاگ
با قرآن و نماز

یَا بُنَىَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ اصْبِرْ عَلَى مَآ أَصَابَکَ إِنَّ ذَ لِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ
فرزندم!
نماز را برپا دار و امر به معروف و نهى از منکر کن و بر آنچه از سختیها به تو مى رسد مقاومت کن که این (صبر) از امور واجب و مهم است.

آخرین نظرات

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «وضو» ثبت شده است

دوشنبه, ۲۵ فروردين ۱۳۹۳، ۱۲:۴۳ ق.ظ

ویژگی های مسجد نمونه

مسجد نمونه اسلام عهده دار نقشهای مهمّی در عرصه های عبادی، تربیتی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و نظامی است. مطالعه این نقشها، سیمای مسجد نمونه را برای ما روشن می کند. اکنون در چند فراز به بررسی این رسا لتهای مهمّ می پردازیم. 
الف ـ ویژگی های عبادیِ مسجد نمونه 
در فرهنگ دینی نام مسجد یادآور بندگی کرنش در پیشگاه خداوند متعال است. مسجد یعنی جایگاه سجده؛ و سجده اوج عبادت و بندگی انسان برای خداست؛ که: «السُّجودُ مُنتَهَی العِبَادَه مِن بَنی آدَمَ».[1] 

در حقیقت در آیین پاک محمّدی ـ صلّی الله علیه و آله ـ با آن که همه گستره خاک، مسجد است که: «جُعِلَت لِیَ الاَرضُ مَسْجِداً ....»[2] ولی برترین و اصیل ترین محفل برای عبادت و تقرّب جستن به خداوند متعال مسجد است. 
از این رو، در قرآن کریم بر جنبه های عبادی مسجد بیش از هر بُعد دیگر آن تأکید شده است. 
۹ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۵ فروردين ۹۳ ، ۰۰:۴۳
احمد یوسفی
دوشنبه, ۱۹ اسفند ۱۳۹۲، ۰۲:۳۳ ب.ظ

نماز دختر 11 ساله

یک وقتی ما در ستاد نماز نوشتیم آقازاده‌ها، دخترخانم‌ها، شیرین‌ترین نمازی که خواندید برای ما بنویسید. یک دختر یازده ساله یک نامه نوشت، همه ما بُهتمان زد، دختر یازده ساله ما ریش‌سفیدها را به تواضع و کرنش واداشت، نوشت که ستاد اقامه نماز، شیرین‌ترین نمازی که خواندم این است.

گفت در اتوبوس داشتم می‌رفتم یک مرتبه دیدم خورشید دارد غروب می‌کند یادم آمد نماز نخواندم، به بابایم گفتم نماز نخواندم، گفت خوب باید بخوانی، حالا که اینجا توی جاده است و بیابان، گفت برویم به راننده بگوییم نگه‌دار، گفت راننده به خاطر یک بچه دختر نگه نمی‌دارد، گفت التماسش می‌کنیم، گفت نگه نمی‌دارد، گفت تو به او بگو، گفت گفتم نگه نمی‌دارد، بنشین. حالا بعداً قضا می‌کنی.

دختر دید خورشید غروب نکرده است و گفت بابا خواهش می‌کنم، پدر عصبانی شد، دختر گفت که آقاجان می‌شود امروز شما دخالت نکنی؟ امروز اجازه بده من تصمیم بگیرم، گفت خوب هر غلطی می‌خواهی بکن.

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۹ اسفند ۹۲ ، ۱۴:۳۳
احمد یوسفی