با قرآن و نماز

از قرآن پند بگیریم و با نماز خیمه ی دین را عمود نگه داریم
مشخصات بلاگ
با قرآن و نماز

یَا بُنَىَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ اصْبِرْ عَلَى مَآ أَصَابَکَ إِنَّ ذَ لِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ
فرزندم!
نماز را برپا دار و امر به معروف و نهى از منکر کن و بر آنچه از سختیها به تو مى رسد مقاومت کن که این (صبر) از امور واجب و مهم است.

آخرین نظرات

۱۷ مطلب با موضوع «سوره مبارکه ی لقمان و طرح قرآن کتاب زندگی» ثبت شده است

جمعه, ۲۸ شهریور ۱۳۹۳، ۰۸:۱۹ ب.ظ

آیه 34 سوره مبارکه لقمان

آیه 34- وسعت علم خداوند! در آخرین آیه این سوره به تناسب بحثى که پیرامون روز رستاخیز در آیه قبل به میان آمده، سخن از علومى به میان مى‏آورد که مخصوص پروردگار است مى‏گوید: «آگاهى از زمان قیام قیامت مخصوص خداست» (إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ).

 «و اوست که باران را نازل مى‏کند» و از تمام جزئیات نزول آن آگاه است (وَ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ)

و نیز «آنچه را که در رحمها (ى مادران) است مى‏داند» (وَ یَعْلَمُ ما فِی الْأَرْحامِ)

 «و هیچ کس نمى‏داند فردا چه به دست مى‏آورد» (وَ ما تَدْرِی نَفْسٌ ما ذا تَکْسِبُ غَداً)

«و هیچ کس نمى‏داند در چه سر زمینى مى‏میرد»؟

 (وَ ما تَدْرِی نَفْسٌ بِأَیِّ أَرْضٍ تَمُوتُ)

 «خداوند عالم و آگاه است» (إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ)

گویى مجموع این آیه پاسخ به سؤالى است که در زمینه قیامت مطرح مى‏شود همان سؤالى که بارها مشرکان قریش از پیامبر صلّى اللّه علیه و آله کردند و گفتند: «مَتى‏ هُوَ روز قیامت کى خواهد بود». (اسراء/ 51)

منبع : رادیو قرآن 
۱۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۸ شهریور ۹۳ ، ۲۰:۱۹
احمد یوسفی
چهارشنبه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۳، ۰۱:۰۶ ق.ظ

تفسیر آیه 33 سوره لقمان

آیه 33-  در این آیه به صورت یک جمع بندى از مواعظ و اندرزهاى گذشته، و دلائل توحید و معاد، همه انسانها را به خدا و روز قیامت توجه مى‏دهد، سپس از غرور ناشى از دنیا و شیطان بر حذر مى‏دارد، بعد به وسعت دامنه علم خداوند و شمول آن نسبت به همه چیز مى‏پردازد.

مى‏فرماید: «اى مردم! تقواى الهى پیشه کنید و بترسید از روزى که نه پدر کیفر (اعمال) فرزندش را تحمل مى‏کند و نه فرزند چیزى از کیفر (اعمال) پدرش را» (یا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمْ وَ اخْشَوْا یَوْماً لا یَجْزِی والِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَ لا مَوْلُودٌ هُوَ جازٍ عَنْ والِدِهِ شَیْئاً(.

در حقیقت دستور اول، توجه به مبدأ است، و دستور دوم توجه به معاد.

دستور اول، نیروى مراقبت را در انسان زنده مى‏کند، و دستور دوم احساس پاداش و کیفر را، و بدون شک کسى که این دو دستور را به کار بندد کمتر آلوده گناه و فساد مى‏شود.

به هر حال در آن روز هر کس چنان به خود مشغول است و در پیچ وخم اعمال خویش گرفتار که به دیگرى نمى‏پردازد، حتى پدر و فرزند که نزدیکترین رابطه‏ها را با هم دارند هیچ کدام به فکر دیگرى نیستند.

در پایان آیه انسانها را از دو چیز برحذر مى‏دارد، مى‏فرماید: «به یقین وعده الهى حق است. پس مبادا زندگى دنیا شما را بفریبد، و مبادا (شیطان) فریبکار شما را به (کرم) خدا مغرور سازد»! (إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلا تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیاةُ الدُّنْیا وَ لا یَغُرَّنَّکُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ)

منبع : رادیو قرآن 
۶ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۹ شهریور ۹۳ ، ۰۱:۰۶
احمد یوسفی
چهارشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۳، ۰۲:۱۹ ب.ظ

آیه 31 و 32 سوره لقمان

آیه 31- در این آیه سخن از دلیل نظم به میان مى‏آید، و در آیه بعد سخن از توحید فطرى است و مجموعا بحثهایى را که در آیات قبل آمد تکمیل مى‏کند.

مى‏گوید: «آیا ندیدى کشتیها بر (صفحه) دریاها به فرمان خدا، و به (برکت) نعمت او حرکت مى‏کنند»؟! (أَ لَمْ تَرَ أَنَّ الْفُلْکَ تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِنِعْمَتِ اللَّهِ.)

هدف این است: «تا بخشى از آیاتش را به شما نشان دهد» (لِیُرِیَکُمْ مِنْ آیاتِهِ.).

آرى «در اینها نشانه‏هایى است براى کسانى که بسیار شکیبا و شکر گزارند» (إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ.)

بدون شک حرکت کشتیها بر صفحه اقیانوسها نتیجه مجموعه‏اى از قوانین آفرینش است.

۶ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۳ ، ۱۴:۱۹
احمد یوسفی
پنجشنبه, ۶ شهریور ۱۳۹۳، ۱۲:۱۷ ق.ظ

آیه 27 تا 30 سوره لقمان

آیه 27-  این آیه ترسیمى از علم بى‏پایان خداست، که با ذکر مثالى بسیار گویا و رسا مجسّم شده است، مى‏گوید: «و اگر همه درختان روى زمین قلم شود، و دریا براى آن مرکّب گردد، و هفت دریاچه به آن افزوده شود اینها همه تمام مى‏شود ولى کلمات خدا پایان نمى‏گیرد، خداوند عزیز و حکیم است» (وَ لَوْ أَنَّ ما فِی الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ کَلِماتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ.)

از آنجا که مخلوقات گوناگون این جهان هر کدام بیانگر ذات پاک خدا و علم و قدرت اویند، به هر موجودى «کلمة اللّه» اطلاق شده، و به همین مناسبت «کلمات اللّه» به معنى علم و دانش پروردگار به کار رفته است.

آیه 28- بعد از ذکر علم بى‏پایان پروردگار، سخن از قدرت بى‏انتهاى او به میان آورده، مى‏فرماید: «آفرینش و بر انگیختن (و زندگى دوباره) همه شما (در قیامت) همانند یک فرد بیش نیست، خداوند شنوا و بیناست» (ما خَلْقُکُمْ وَ لا بَعْثُکُمْ إِلَّا کَنَفْسٍ واحِدَةٍ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ بَصِیرٌ) 

آیه 29- این آیه تأکید و بیان دیگرى است براى قدرت واسعه خداوند، روى سخن را به پیامبر کرده، مى‏گوید: «آیا ندیدى که خداوند شب را در روز، و روز را در شب داخل مى‏کند»؟ (أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهارِ وَ یُولِجُ النَّهارَ فِی اللَّیْلِ). و نیز آیا ندیدى که خداوند «خورشید و ماه را (در مسیر منافع انسانها) مسخّر ساخته»؟ (وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ.)

«و هر کدام تا سر آمد معینى به حرکت خود ادامه مى‏دهند» (کُلٌّ یَجْرِی إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى).   و این که «خداوند به آنچه انجام مى‏دهید آگاه است»؟ (وَ أَنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ.(

آیه 30- و در این آیه به صورت یک نتیجه گیرى جامع و کلى مى‏فرماید:

 «اینها همه دلیل بر آن است که خداوند حق است، و آنچه غیر از او مى‏خوانند باطل است، و خداوند بلند مقام و بزرگ مرتبه است» (ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الْباطِلُ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِیُّ الْکَبِیرُ.)

مجموع بحثهایى که در آیات قبل پیرامون خالقیت و مالکیت و علم و قدرت بى‏انتهاى پروردگار آمده بود، این امور را اثبات کرد که «حق» تنها اوست و غیر او زائل و باطل و محدود و نیازمند است، و «علىّ و کبیر» که از هر چیز برتر و از توصیف بالاتر است ذات پاک او مى‏باشد.


۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۶ شهریور ۹۳ ، ۰۰:۱۷
احمد یوسفی
پنجشنبه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۳، ۰۹:۲۹ ب.ظ

آیه 25 و 26 سوره لقمان

54243

آیه 25- ده وصف از اوصاف پروردگار: در این آیه و پنج آیه بعد از آن مجموعه‏اى از صفات خداوند بیان شده است که در حقیقت ده صفت عمده یا ده اسم از اسماء الحسنى را بیان مى‏کند:

غنى، حمید، عزیز، حکیم، سمیع، بصیر، خبیر، حق، على و کبیر.

این از یک نظر، و از سوى دیگر در این آیه از «خالقیت» خداوند سخن مى‏گوید و در آیه دوم از «مالکیت مطلقه» در آیه سوم از «علم بى‏انتهایش» بحث مى‏کند و در آیه چهارم و پنجم از «قدرت نامتناهیش»

و در آخرین آیه نتیجه مى‏گیرد کسى که داراى این صفات است «حق» است و غیر از او همه باطل و هیچ و پوچند.

نخست مى‏فرماید: «و هرگاه از آنان سؤال کنى چه کسى آسمانها و زمین را آفریده است مسلما مى‏گویند: اللّه» (وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ.)

این تعبیر از یک سو دلیل بر این است که مشرکان هرگز منکر توحید خالق نبودند، و از سوى دیگر دلیل بر فطرى بودن توحید و تجلى این نور الهى در سرشت همه انسانهاست.

سپس مى‏گوید: حال که آنها به توحید خالق معترفند «بگو: الحمد للّه (که خود شما معترفید) ولى بیشتر آنان نمى‏دانند» که عبادت باید منحصر به خالق جهان باشد (قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لا یَعْلَمُونَ.)

آیه 26- سپس به مسأله «مالکیت» حق مى‏پردازد چرا که بعد از ثبوت خالقیت نیاز به دلیل دیگرى بر مالکیت او نیست، مى‏فرماید: «آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداست» (لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْض.) 

بدیهى است آن کس که «خالق» و «مالک» است مدبر امور جهان نیز مى‏باشد.  

و کسى که چنین است از همه چیز بى‏نیاز و شایسته هر گونه ستایش است به همین دلیل در پایان آیه مى‏افزاید: «خداوند غنى و حمید است» (إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ.)

او غنىّ على الاطلاق، و حمید از هر نظر است، چرا که هر موهبتى در جهان است به او باز مى‏گردد، و هر کس هر چه دارد از او دارد.



۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۳ ، ۲۱:۲۹
احمد یوسفی
چهارشنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۳، ۰۱:۱۵ ق.ظ

آیه 23 و 24

آیه 23- سپس به بیان حال گروه دوم پرداخته، مى‏گوید: «و کسى که کافر شود (و این حقایق روشن را انکار کند) کفر او تو را غمگین نسازد» (وَ مَنْ کَفَرَ فَلا یَحْزُنْکَ کُفْرُهُ). چرا که تو وظیفه‏ات را به خوبى انجام داده‏اى، اوست که بر خویشتن ظلم و ستم مى‏کند.

و نیز نگران مباش که گروهى در دنیا با این که کفر مى‏ورزند و ظلم و ستم مى‏کنند، از نعمتهاى الهى متنعمند، و گرفتار مجازات نیستند، زیرا دیر نشده است «باز گشت همه آنها به سوى ماست و ما آنها را از اعمالشان (و نتایج شوم آن) آگاه مى‏سازیم» (إِلَیْنا مَرْجِعُهُمْ فَنُنَبِّئُهُمْ بِما عَمِلُوا.)

نه تنها از اعمالشان آگاهیم که از نیات و اسرار درون دلهایشان نیز با خبریم «زیرا خداوند به آنچه درون سینه‏هاست آگاه است» (إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ.)

آیه 24-  سپس مى‏افزاید: بهره آنها از زندگى دنیا تو را شگفت‏زده نکند، «ما اندکى از متاع دنیا در اختیار آنان مى‏گذاریم (و متاع هر چه باشد، کم و ناچیز است) سپس آنها را به تحمل عذاب شدیدى وادار مى‏سازیم» عذابى مستمر و دردناک (نُمَتِّعُهُمْ قَلِیلًا ثُمَّ نَضْطَرُّهُمْ إِلى‏ عَذابٍ غَلِیظٍ.)   

                     

 این تعبیر ممکن است اشاره به آن باشد که آنها تصور نکنند، در این جهان از قبضه قدرت خداوند خارجند، خود او مى‏خواهد آنها را براى آزمایش و اتمام حجت و مقاصدى دیگر آزاد بگذارد.

رادیو قرآن
۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۲ مرداد ۹۳ ، ۰۱:۱۵
احمد یوسفی
يكشنبه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۳، ۰۸:۳۹ ب.ظ

تفسیر آیه 22 سوره لقمان

آیه 22-  سپس به بیان حال دو گروه مؤمن خالص و کفار آلوده پرداخته، آنها را در مقایسه با یکدیگر و مقایسه با آنچه در مورد پیروان شیطان و مقلدان کور و کر نیاکان بیان کرده، مورد توجه قرار داده، مى‏گوید: «کسى که روى خود را تسلیم خدا کند در حالى که نیکو کار باشد، به دستگیره محکمى چنگ زده» و به تکیه‏ گاه مطمئنى تکیه کرده است (وَ مَنْ یُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏.)

چنگ زدن به دستگیره محکم، تشبیه لطیفى از این حقیقت است که انسان براى نجات از قعر درّه مادّیگرى و ارتقا به بلندترین قلّه ‏هاى معرفت و معنویت و روحانیت نیاز به یک وسیله محکم و مطمئن دارد این وسیله چیزى جز ایمان و عمل صالح نیست، غیر آن، همه پوسیده و پاره شدنى و مایه سقوط و مرگ است، علاوه بر این آنچه باقى مى‏ماند این وسیله است، و بقیه همه فانى و نابود شدنى! لذا در پایان آیه مى‏فرماید: «و عاقبت همه کارها به سوى خداست» (وَ إِلَى اللَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ.)

۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۳ ، ۲۰:۳۹
احمد یوسفی
چهارشنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۳، ۰۷:۰۹ ب.ظ

آیات 21 و 22 سوره لقمان

آیه 21-  این آیه به منطق ضعیف و سست این گروه گمراه اشاره کرده، مى‏گوید: «هنگامى که به آنها گفته شود، از آنچه خداوند نازل کرده پیروى کنید، مى‏گویند: نه، ما از چیزى پیروى مى‏کنیم که پدران خود را بر آن یافته‏ایم»! (وَ إِذا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما وَجَدْنا عَلَیْهِ آباءَنا.)

و از آنجا که پیروى از نیاکان جاهل و منحرف، جزء هیچ یک از طرق سه گانه هدایت آفرین فوق نیست، قرآن از آن به عنوان راه شیطانى یاد کرده، مى‏فرماید: «آیا اگر حتى شیطان آنها را دعوت به عذاب آتش فروزان کند» باز هم تبعیت مى‏کنند؟! (أَ وَ لَوْ کانَ الشَّیْطانُ یَدْعُوهُمْ إِلى‏ عَذابِ السَّعِیرِ.)

۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۹۳ ، ۱۹:۰۹
احمد یوسفی
پنجشنبه, ۹ مرداد ۱۳۹۳، ۰۲:۳۳ ب.ظ

ترجمه و تفسیر آیات 16 تا 20

آیه 16- دومین اندرز لقمان در باره حساب اعمال و معاد است که حلقه «مبدأ» و «معاد» را تکمیل مى‏کند.

مى‏گوید: پسرم! اگر به اندازه سنگینى دانه خردلى (کار نیک یا بد) باشد، و در دل سنگى یا در (گوشه‏اى از) آسمانها و زمین قرار گیرد، خداوند آن را (در دادگاه قیامت) مى‏آورد (و حساب آن را مى‏رسد چرا که) خداوند دقیق و آگاه است» (یا بُنَیَّ إِنَّها إِنْ تَکُ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَکُنْ فِی صَخْرَةٍ أَوْ فِی السَّماوات أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ.)

 «خردل» گیاهى است که داراى دانه‏هاى سیاه بسیار کوچکى است که در کوچکى و حقارت ضرب المثل مى‏باشد.

اشاره به این که اعمال نیک و بد هر قدر کوچک و کم ارزش، و هر قدر مخفى و پنهان باشد، همانند خردلى که در درون سنگى در اعماق زمین، یا در گوشه‏اى از آسمانها مخفى باشد، خداوند لطیف و خبیر که از تمام موجودات کوچک و بزرگ و صغیر و کبیر در سراسر عالم هستى آگاه است آن را براى حساب، و پاداش و کیفر حاضر مى‏کند، و چیزى در این دستگاه گم نمى‏شود! توجه به این آگاهى پروردگار از اعمال انسان، خمیر مایه همه اصلاحات فردى و اجتماعى است و نیروى محرک قوى به سوى خیرات و باز دارنده مؤثر از شرور و بدیهاست.

آیه 17- بعد از تحکیم پایه‏هاى مبدأ و معاد که اساس همه اعتقادات مکتبى است به مهمترین اعمال یعنى مسأله نماز پرداخته، مى‏گوید: «پسرم! نماز را برپا دار» (یا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلاةَ.)

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۹ مرداد ۹۳ ، ۱۴:۳۳
احمد یوسفی
سه شنبه, ۷ مرداد ۱۳۹۳، ۰۱:۱۹ ق.ظ

زیرکی لقمان : خربزه تلخ


لقمان به ظاهر غلامی زیر دست بود، ولی به باطن حکیمی فرزانه! از این رو خواجۀ او در هر امری با وی مشورت می کرد تا از حکمت و نصیحت او بهره برد. عادت خواجه این بود که هر طعامی که نزد او می بردند بدان دست نمی زد ، مگر آنکه ابتدا لقمان از آن طعام چیزی خورَد. روزی خربزه ای برای خواجه آوردند. او لقمان را صدا زد و نزد خود خواند، و قاشی از خربزه بُرید و به او داد. لقان با اشتهای تمام آن را خورد. خواجه قاش دیگری داد و او با رغبت و میل وافر آن را نیز خورد و خواجه، پی در پی از از خربزه می برید و به او می داد تا اینکه به هفده قاش رسید. فقط یک قاش مانده بود، ذلئقه خواجه از اشتهای فراوان لقمان تحریک شد و خواست که او نیز شیرینی و گوارایی خربزه را بچشد. خواجه همینکه آخرین قاش رابه دهان گذاشت از شدت تلخی آن حالش دگرگون گشت. به لقمان روی کرد و گفت: پس تو چگونه این خربزه تلخ و جانکاه را خوردی؟ لقمان پاسخ داد: مرا ببخش سرور من؛ من از دست سخاوت تو شیرینی و نعیم فراوان خورده ام، شرمم آمد که از تلخی آن بی تابی نشان دهم!!!


1. شرح جامع مثنوی، دفتر دوم، ابیات 1462 تا 1509

و اما مأخذ این حکایت:

الامتاع و المؤاسنه، ابوحیان توحیدی، طبع مصر، ج 2، ص 121

اسرار التوحید، طبع طهران به اهتمام دکتر صفا، ص 77-76

جوامع الحکایات، باب اول، قسم دوم

منطق الطیر، عطار نیشابوری

همچنین:

مأخذ قصص و تمثیلات مثنوی ، ص 55 و 56

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۷ مرداد ۹۳ ، ۰۱:۱۹
احمد یوسفی